با این حال، در جریان درگیریهای شدید و ویرانگر ۴۰ روزه اخیر که از نهم اسفند سال ۱۴۰۴ آغاز شد و تا 19 فروردین 1405 که آتش بس موقت اعلام شد، بخشهای جبرانناپذیر و ارزشمندی از این هویت ملی و تمدنی تحت تأثیر حمله های وحشیانه، انفجارها و ارتعاش های سنگین ناشی از جنگ قرار گرفت.
طبق آمارهای رسمی و کارشناسی شدهای که تا اردیبهشت سال ۱۴۰۵ توسط نهادهای متولی استخراج شده است، مجموعاً ۱۴۹ اثر تاریخی از میراث فرهنگی در جنگ و در سراسر ایران دچار آسیبهای ریز و درشت شدهاند.
این لیست غمانگیز شامل بناهای ثبت شده در فهرست جهانی
یونسکو، آثار ثبت ملی و همچنین ابنیه و محوطههای واجد ارزش شهری و روستایی است.
وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی در نخستین برآوردهای فنی خود، هزینه اولیه لازم برای بازسازی، مرمت اضطراری و احیای این ابنیه و موزهها را مبلغی بین ۷۰ تا ۷۵ هزار میلیارد ریال (معادل ۷ تا ۷.۵ همت) اعلام کرده است؛ رقمی کلان که عمق و ابعاد گسترده این فاجعه فرهنگی را در حوزه زیرساختهای تاریخی کشور به وضوح نشان میدهد.
پایتخت ایران با ثبت آسیب در ۶۰ اثر تاریخی و واجد ارزش، متأسفانه کانون اصلی بیشترین تخریبها و صدمات در این بحران چهل روزه بوده است.
در میان تمام این آثار، نام کاخ گلستان به عنوان تنها اثر ثبت جهانی یونسکو در قلب تهران، بیش از هر چیز دلدادگان فرهنگ و هنر را متاثر میکند.
این مجموعه باشکوه که یادگار درخشان دوره قاجار و اوج هنر کاشیکاری و آینهکاری ایرانی است، به دلیل اصابتهای رخ داده در حریم میدان ارگ، دچار صدمات سازهای و تزیینی شد.
موج شدید انفجارها در این محدوده منجر به شکستن آینهکاریهای ظریف و منحصربهفرد تالار آینه، تخریب شیشههای رنگی و ارسیهای سنتی و همچنین ایجاد ترک و ریزش در بخشهایی از سقفهای تزیینی و گچبریهای شاهنشینها شده است.
کمی بالاتر در شمال تهران، مجموعه تاریخی و باغموزه سعدآباد که اقامتگاه شاهان قاجار و پهلوی بوده نیز از این آسیبها مصون نماند؛ حملات هوایی و لرزههای مداوم ناشی از انفجارهای مجاور، ارتعاش های شدیدی را به پی و دیوارهای بناهای این مجموعه وارد کرده و پایداری برخی عمارتهای آن را به مخاطره انداخته است.
اما شاید تلخترین و تکاندهندهترین بخش این گزارش مربوط به محدوده بازار تهران باشد؛ جایی که محل کار و خانه تاریخی امیرکبیر، نخستوزیر اصلاحطلب و نامدار تاریخ معاصر ایران، بر اساس اعلام رسمی شورای شهر دچار تخریب ۱۰۰ درصدی شده و این یادگار ارزشمند تاریخی به طور کامل از بین رفته است.
استان اصفهان به عنوان پایتخت فرهنگی و مهد معماری اسلامی ایران، با ثبت ۲۰ اثر آسیبدیده، دومین کانون بزرگ این بحران به شمار میرود.
اگرچه خوشبختانه بناهای اصلی درون میدان نقش جهان از اصابت مستقیم جان سالم به در بردهاند، اما موج سنگین انفجارها در مناطق پیرامونی، آسیبهای پنهان و آشکاری را به پیکر این نگین معماری جهان وارد کرده است.
کاخ چهلستون، با آن ۲۰ ستون چوبی بینظیر و نقاشیهای دیواری خیرهکننده دوره صفوی، اکنون با ترکهای عمیقی در دیوارهای اصلی و تالار پادشاهی روبروست که ناشی از تکانههای شدید زمین در طول جنگ است.
مسجد جامع عتیق اصفهان نیز که خود دایرةالمعارف معماری ایران از قرون اولیه اسلامی تا دوره صفوی است و در
فهرست جهانی یونسکو قرار دارد، در جریان این لرزهها دچار آسیب در بخشهایی از طاقها و ایوانهای چهارگانه خود شده است.
علاوه بر این شاهکارهای جهانی، عمارتهای دولتی و اداری ارزشمندی در اصفهان نظیر تالار تیموری که محل موزه تاریخ طبیعی است، تالار اشرف و عمارت تاریخی رکیبخانه نیز در لیست ابنیهای قرار گرفتهاند که به دلیل صدمات وارده به سقفها و تزیینات، نیاز به بودجه فوری و عملیات مرمت تخصصی دارند.
آثار این ویرانیها تنها به پایتخت و اصفهان محدود نبود و ترکشهای جنگ، پیکره آثار باستانی سایر استانهای کشور را نیز مجروح کرد. در غرب کشور، دژ استوار و ساسانی فلکالافلاک که بر فراز تپهای باستانی در قلب خرمآباد لرستان خودنمایی میکند، بر اثر ارتعاشات سنگین حاصل از انفجارهای منطقه دچار رانشهای جزیی در دیوارههای ساحلی و ایجاد ترک در برجهای دیدهبانی خود شده است.
در استان کردستان و شهر سنندج، دو عمارت باشکوه و قاجاری خسروآباد و آصف (خانه کرد) که گنجینههای معماری بومی این منطقه محسوب میشوند، خسارتهای جدی در بخش ارسیها، گچبریها و حوضخانههای خود گزارش کردهاند.
افزون بر ابنیه شهری و بافتهای تاریخی آسیبدیده در شهرهایی چون قم، کرمانشاه، خوزستان و بوشهر، آمار خسارت به گنجینهها نیز تکاندهنده است؛ ۴۸ موزه در سطح کشور در طول این ۴۰ روز دچار ویترینشکستگی، آسیب به سیستمهای حفاظتی و صدمه به ساختمان موزهها شدهاند که بازگرداندن آنها به شرایط استاندارد، نیازمند زمان طولانی و تخصص بالای مرمتگران است.
در میان این حجم از خسارات، آنچه اکنون به عنوان یک نقطه امید برای احیا و بازسازی دقیق این ابنیه مطرح میشود، نقش بیبدیل مستندات تصویری و عکسهای آرشیوی است. در فرایند مرمت علمی آثار باستانی، عکسهای باکیفیتی که پیش از وقوع بحران و از زوایای مختلف بناها، تزیین ها، کاشیکاریها و ارسیها ثبت شدهاند، حیاتیترین منبع و رفرنس برای بازآفرینی دقیق خشت به خشت این آثار به شمار میروند.
تصاویر ثبتشده دیگر تنها یک اثر هنری نیستند، بلکه به سندهای تاریخیِ زنده و نجاتبخشی تبدیل شدهاند که هویت از دست رفته یک بنا را بازمیگردانند.
بر اساس آمارهای نهایی، بیشترین تراکم آسیبها به ترتیب در استانهای تهران، اصفهان و کردستان متمرکز بوده است؛ چالشی بزرگ و ملی که بازسازی میراث فرهنگی در جنگ سالها زمان خواهد برد، اما ثبت این مستندها به ما یادآوری میکند که حفاظت از تصاویر این بناها، کمتر از حفاظت از خود آنها نیست.
نویسنده مقاله و مدیر سایت: رضا گودرزی
در صورت نیاز به عکاسی طبیعت، میراث فرهنگی و گردشگری، چاپ کتاب نفیس عکس یا تابلوهای نفیس ایرانگردی و ایرانشناسی و همچنین برای انجام امور طراحی سایت، سئو گوگل و تنظیم مقاله های تخصصی (با تجربه و سابقه کاری از سال 1375) با ما در ارتباط باشید: 09001075213
برای بازگشت به صفحه اصلی در سایت پرشیا لطفا اینجا کلیک کنید.
برای ورود به صفحه خبر در سایت پرشیا لطفا اینجا کلیک کنید.
برای خواندن مقاله های ایرانشناسی در سایت پرشیا لطفا اینجا کلیک کنید.
برای خواندن مقاله میراث جهانی ایران در یونسکو در سایت پرشیا لطفا اینجا کلیک کنید.
برای ورود به فروشگاه سایت پرشیا اکسپو می توانید اینجا کلیک کنید.
خبر میراث فرهنگی در جنگ را از طریق واتساپ و تلگرام با دوستان خود به اشتراک بگذارید: