آجرهای لعابدار گارد جاویدان و ۵ سرباز گارد جاویدان در موزه لوور، داستان شگفتانگیز ساخت کاخ شوش و روایت تلخ غارت این آثار توسط دیولافوا
کتیبه 5 سرباز هخامنشی
آجرهای لعابدار گارد جاویدان شکوه هخامنشیان بر دیوارهای کاخ هخامنشی داریوش اول در شهر شوش، هم اکنون در تبعید و در موزه لوور قرار دارند.
وقتی در راهروهای بخش ایران باستان در موزه لوور قدم میزنید، ناگهان با دیواری از رنگهای زنده و خیرهکننده روبرو میشوید که پس از گذشت بیش از ۲۵۰۰ سال، همچنان اقتدار یک امپراتوری جهانی را فریاد میزنند.
آجرهای لعابدار گارد جاویدان، به ویژه پنل معروف به «رژه گارد جاویدان»، بیشک یکی از ارزشمندترین و در عین حال غمانگیزترین یادگارهای تاریخی ایران است.
این شاهکارهای هنری که روزگاری زینتبخش کاخ آپادانای داریوش بزرگ در شوش بودند، امروز هزاران کیلومتر دورتر از خانه خود به نمایش درآمدهاند.
در این مقاله، به بررسی دقیق یکی از شاخصترین این کتیبهها (پنل پنج سرباز) میپردازیم و روایت تلخ غارت آنها توسط مارسل دیولافوا را بازخوانی میکنیم.
شوش؛ کهنشهر هخامنشیان و گهواره تمدن عیلامی
برای درک ریشههای عمیق این آثار، باید نگاهی به تاریخ باشکوه شهر شوش (Susa) بیندازیم. شوش یکی از قدیمیترین سکونتگاههای مداوم بشر در جهان است که قدمت آن به هزاره چهارم پیش از میلاد (حدود ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد) میرسد.
این شهر باستانی روزگاری پایتخت امپراتوری عیلام بود و پس از فتح توسط هخامنشیان، به عنوان یکی از مهمترین پایتختهای سیاسی و اداری امپراتوری پارس انتخاب شد.
کاخ آپادانای شوش، به دستور داریوش اول (داریوش بزرگ)، سومین پادشاه هخامنشی، روی ویرانههای باقیمانده از دوران عیلامی ساخته شد.
داریوش بزرگ با درایت سیاسی و هنری خود، از هنرمندان و صنعتگران سراسر قلمرو پهناور ایرانزمین بهره گرفت تا کاخی بنا کند که نماد اقتدار، نظم و همبستگی ملل مختلف باشد.
مجموعه باستانی شوش به دلیل اهمیت بینظیر تاریخی، معماری و لایههای باستانشناسی متعدد، به عنوان یکی از آثار ارزشمند ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده است؛ محوطهای که گنجهای پنهان فراوانی را در دل خود جای داده است.

کاخ شوش و تولد هنر آجرهای لعابدار
داریوش بزرگ برای تزیین دیوارهای کاخ آپادانا، از هنرمندان و صنعتگران ماهری که در تکنیک آجرپزی و لعابکاری استاد بودند، بهره برد؛ اما روح و فرم هنری پارسی را در آن دمید.
آجرهای لعابدار هخامنشی تفاوت عمدهای با نمونههای پیشین خود داشتند. این آجرها با تکنیک برجستهکاری ساخته میشدند؛ به این معنا که هر آجر، بخشی از یک پازل سهبعدی و برجسته بود که پس از چیده شدن در کنار هم، پیکرهای زنده و پویا را خلق میکرد.
رنگهای فیروزهای، زرد اخرایی، سبز و سفید پس از هزاران سال هنوز درخشش خود را حفظ کردهاند.
تحلیل بصری کتیبه: رژه پنج سرباز گارد جاویدان
یکی از چشمنوازترین بخشهای باقیمانده در موزه لوور، کتیبهای است که پنج سرباز گارد جاویدان را در حال رژه نشان میدهد. در نگاه یک بیننده و پژوهشگر تیزبین، هماهنگی و نظم این تابلو خیرهکننده است:
نظم و زاویه ایستادن: هر پنج سرباز با قامتی افراشته، در یک خط و دقیقاً به یک سمت (نیمرخ) ایستادهاند. این تکرار منظم در هنر هخامنشی، نمادی از اتحاد، نظم کیهانی و قدرت بیانتهای امپراتوری است.
تجهیزات و جنگافزارها: هر سرباز به یک نیزه بلند، یک کمان و یک تیردان مجهز است. نیزهها با هر دو دست گرفته شده و انتهای آنها به شکلی نمادین روی پای سربازان یا زمین قرار دارد.
کمانها بر شانه چپ آویخته شده و تیردانهای پر از تیر در پشت آنها بسته شدهاند. این ترکیب کامل، نشاندهنده آمادگی همیشگی آنها برای نبرد است.
پوشش و لباس: سربازان جامههای بلند و پرچین پارسی (یا عیلامی) به تن دارند که با جزئیات هندسی و گیاهی مانند ستارههای هشتپر و گلهای نیلوفر (لوتوس) تزیین شده است.
نوار یا سربندی پیچدار به دور سر آنها بسته شده که موهای مجعد آنها را مهار میکند.
رنگپردازی: پسزمینه کتیبه با لعابهای آبی فیروزهای پوشانده شده که تضاد زیبایی با رنگهای زرد، قهوهای و سفید لباسها ایجاد میکند.
این هارمونی رنگی، در زیر نور آفتاب خوزستان در دوران باستان، منظرهای جادویی خلق میکرده است.
گارد جاویدان چه کسانی بودند؟
گارد جاویدان (The Immortals) زبدهترین و ترسناکترین نیروی نظامی در جهان باستان بود. به روایت هرودوت، مورخ یونانی، این سپاه دقیقاً از ده هزار سرباز پیادهنظام تشکیل میشد.
دلیل نامگذاری آنها به «جاویدان» این بود که تعداد آنها هرگز از ده هزار نفر کمتر نمیشد؛ به محض اینکه سربازی بیمار، کشته یا بازنشسته میشد، فوراً سرباز نخبه دیگری جایگزین او میگردید.
این نیروها نه تنها وظیفه محافظت از شخص شاهنشاه و کاخهای سلطنتی را بر عهده داشتند، بلکه در نبردهای سرنوشتساز نیز به عنوان نیروی ضربت وارد عمل میشدند.
تصویر کردن آنها بر دیوارهای کاخ شوش، پیام روشنی برای سفیران و نمایندگان ملل مغلوب داشت: امپراتوری پارس توسط لشکری شکستناپذیر و همیشگی محافظت میشود.

یغمای تاریخ: دیولافوا و تاراج میراث شوش
یکی از تلخترین بخشهای تاریخ باستانشناسی ایران، نحوه خروج این کتیبههای بینظیر از کشور است.
در اواخر قرن نوزدهم میلادی (دوران قاجار و حکومت ناصرالدینشاه)، یک مهندس و باستانشناس فرانسوی به نام مارسل دیولافوا (Marcel Dieulafoy) به همراه همسرش ژان دیولافوا، با استفاده از ضعف مفرط سیاسی و ناآگاهی حاکمان قاجار، امتیاز حفاری در شوش را به دست آوردند.
قراردادهای استعماری آن زمان به فرانسویها اجازه میداد تا در ایران کاوش کنند، اما توافق بر این بود که آثار ساخته شده از طلا و نقره متعلق به دولت ایران باشد و سایر آثار بین دو کشور تقسیم شود.
با این حال، کاری که تیم دیولافوا انجام داد، فراتر از یک کاوش علمی و در واقع یک سرقت و غارت سازمانیافته بود.
ژان دیولافوا در خاطره های خود به صراحت و گاه با افتخار از نحوه غارت این آثار مینویسد. آنها آجرهای لعابدار گارد جاویدان، سرستونهای غولپیکر کاخ آپادانا (از جمله سرستون معروف گاو دو سر) و دیوارههای لعابدار را با اره قطع کرده، خرد کردند و در صدها صندوق بستهبندی نمودند.
آنها این صندوقها را از طریق رودخانه کارون به بصره و سپس با کشتیهای نظامی به فرانسه منتقل کردند.
ابعاد این تاراج تاریخی:
تخریب برای انتقال: دیولافوا برای اینکه بتواند ستونها و کتیبههای عظیم را از مرز خارج کند، بسیاری از آنها را با پتک و اره تخریب کرد تا در صندوقها جا بگیرند. این کار نه باستانشناسی، که تخریب محض میراث بشری بود.
فریب و قاچاق: آنها بسیاری از آثار ارزشمند را به صورت قاچاق و پنهان از دید ناظران ایرانی از کشور خارج کردند و هرگز به توافقنامه نصف کردن آثار پایبند نماندند.
اعتراف در خاطرات: همسر دیولافوا در کتاب خاطراتش با وقاحت از لحظاتی مینویسد که از شدت خوشحالیِ یافتن این گنجینهها و انتقال پنهانی آنها به فرانسه، در پوست خود نمیگنجیدند.
ارزش هنری و تکنیک ساخت از نگاه یک هنرمند
برای درک عظمت این آثار، باید به فرآیند ساخت آنها توجه کرد. برخلاف نقاشیهای دیواری ساده، ساخت یک کتیبه آجری لعابدار هخامنشی نیازمند دانش پیشرفتهای در شیمی، ریاضی و هنر بود.
ابتدا تصویر کلی روی یک دیوار گلی یکپارچه مدلسازی میشد. سپس این مدل به قطعات آجری کوچکتر تقسیم شده و روی هر آجر با استفاده از خطوط برجسته، طرحبندی میشد.
آجرها در کورههایی با دمای بسیار بالا پخته شده و پس از لعابکاری، دوباره حرارت میدیدند. در نهایت، هنرمندان باید هزاران قطعه آجر را مانند یک پازل غولپیکر و بدون کوچکترین خطایی روی دیوارهای کاخ نصب میکردند.
این سطح از مهندسی و مدیریت پروژه در ۲۵اون سال پیش، حتی با استانداردهای امروزی نیز حیرتانگیز است.
نتیجهگیری
آجرهای لعابدار گارد جاویدان، تنها یک اثر هنری نیست؛ بلکه سند هویتی، نماد اقتدار مهندسی و راوی بخشی از تاریخ پرفراز و نشیب ایران است.
اگرچه تماشای این آجرهای لعابدار هخامنشی در موزه لوور باعث معرفی هنر والای ایرانی به جهانیان شده است، اما سایه تاریک غارتگری مارسل دیولافوا همواره بر سر این آثار سنگینی میکند.
این کتیبهها با تمام زیبایی و شکوهشان، همچون سربازانی وفادارند که هزاران سال است در غربت ایستادهاند و جای خالی آنها در دیوارهای ویرانشده شوش، همچنان دردی بر دل دوستداران تاریخ و فرهنگ ایران است.

یکی دیگر از آجرهای لعابدار سربازان هخامنشی، شامل ۳ سرباز پارسی است که شاهکاری دیگر از آجرهای لعابدار در میان گنجینههای بیبدیل بهجامانده از کاخ آپادانای داریوش بزرگ در شوش که امروزه در موزه لوور پاریس نگهداری میشوند.
در این موزه پنلها و قطعه های متنوعی از آجرهای لعابدار به چشم میخورد که هر کدام ابعاد تازهای از هنر و انضباط نظامی هخامنشی را روایت میکنند.
یکی از شاخصترین این نمونهها، قطعهای برجسته شامل تصویر سه سرباز پارسی است که با مهندسی و ظرافت خیرهکنندهای در کنار یکدیگر قرار گرفتهاند.
کالبدشکافی جزئیات و ویژگیهای بصری
در این بخش از آجرهای لعابدار، صنعتگران باستان اوج هنر خود را در خلق ریزهکاریها به نمایش گذاشتهاند:
چشمان آبی و چهرهها: نگاه نافذ سربازان، فرم دقیق محاسن و استفاده از رنگهای خاص، صلابت و تمرکز ارتش هخامنشی را به تصویر میکشد.
منسوجات و تنپوشها: نقشونگارهای هندسی و گلدار روی جامهها با چینوچروکهای کاملاً واقعگرایانه اجرا شدهاند.
تجهیزات رزم: نیزههای بلند عمودی، کمانهای مهارشده در پشت و تیردانهای غنی از تزئینات، آمادگی کامل این نیروها را نشان میدهند.
درباره عکاس و نویسنده مقاله

درباره نویسنده
این مقاله و پژوهشهای تخصصی پیرامون تاریخ و هنر ایرانزمین، حاصل سالها تلاش، عکاسی میدانی و مطالعه های تاریخی رضا گودرزی است.
او با دو دهه تجربه حرفهای در حوزه عکاسی میراث فرهنگی، گردشگری و هنرهای تجسمی، نگاهی موشکافانه به جزئیات معماری، آثار باستانی و هویت تاریخی ایران دارد.
رضا گودرزی تاکنون مقاله های پژوهشی و ایرانشناسی متعددی را در وبسایت خود منتشر کرده است که هر کدام تلاش برای زنده نگه داشتن یاد و نام تمدن کهن ایران به شمار میروند.
فعالیتهای او تنها به فضای دیجیتال محدود نمیشود؛ بلکه انتشار کتابهای عکس نفیس ایرانگردی و ثبت مستند از ابنیه تاریخی که منجر به خاص ترین نمایشگاه تابلو عکس نفیس طبیعت و میراث فرهنگی و گردشگری در سایت پرشیا اکسپو شده است، از دیگر اقدام های او در راستای مستندنگاری و حفظ میراث بصری ایران است.
تلفیق نگاه زیباشناسانه یک عکاس حرفهای با پژوهشهای تاریخی دقیق، به او اجازه میدهد تا روایتگر داستانهای ناگفتهای از پشت دیوارهای کاخهای باستانی باشد.
صنایع دستی و محصولات هنری

تابلو عکس نفیس آجرلعابدار گارد جاویدان در سایز 50-70 / 100-/70 سانتیمتر هم اکنون آماده ربای خرید و سفارش شما در بخش فروشگاه سایت است.

ارزش دکوراتیو در قالب پنلهای تریپتیک
تابلو عکس نفیس سرباز هخامنشی یک اثر ارزشمند است که امروزه فراتر از موزهها، در قالب تابلوهای دکوراتیو پنلبندیشده (تریپتیک یا سهلتی) به فضای خانههای لوکس، دفاتر مدیریتی، لابی هتلها و آژانسهای گردشگری راه یافته است.
تقسیم این تصویر به قابهای عمودی (از نمای سر گرفته تا سرباز تمامقد و تنه)، ریتم بصری فوقالعادهای ایجاد میکند که پیوندی عمیق میان هنر کهن ایران و دکوراسیون مدرن برقرار میسازد.

تابلو عکس 3 سرباز هخامنشی در موزه لوور در سایز 50-70 سانتیمتر یا سایز سفارشی در فروشگاه پرشیا اکسپو آماده سفارش می باشد.

از شما دعوت می شود برای دیدن تمام تابلوعکس ها مانند این تابلو سرباز چشم آبی هخامنشی به فروشگاه سایت پرشیا مراجعه کنید.






























